|
نوشته شده توسط مجید
|
|
سه شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۵ |
|
بعضی از سایت ها ارزش وبگردی دارند شاید خیلی هم با سلیقه ات جور نباشند اما خیلی هم ناجور نیستند. از این میان نقدی درباره سریال نوروزی پایتخت در سایت الف خواندم که بخش هایی از آن با من جور بود! شما هم بخوانید:
تو درباره نقي... بساز
(با تلخیص!)
۱۶ فروردين ۱۳۹۰ احمد علی پور
پايتخت را ديدم، مثل زيرهشت، مثل چهار ديواري، مثل همه سريالهاي ديگرت با لنز گرفته بودي، دوربينت آرام و قرار نداشت. مونتاژهايش، فلاشبك هايش، بازيهاي فوقالعادهاش و در نهايت آخلاق كه در آن موج مي زد؛ همه و همه باعث شده بود مثل ديگر كارهايت شناسنامه داشته باشد.
سريالهاي تو را بدون تيتراژ هم ببينيم مي فهميم كار توست. مهرت پاي همه آنها خورده. در اين وانفساي بي هويتي كه گريبانگير جامعه هنري ايران شده واقعاً تو نمونهاي. بدون نگاه زيبايي شناسي مهمترين فاكتور سريالهايت اخلاق است. آدم هاي باور پذير از قشر متوسط جامعه، از بدنه جامعه، همانهايي كه از شدت معمولي بودن ديده نمي شوند، يا لااقل به چشم دوستان روشن فكر سينمايي نمي آيند و مانند پرسوناژهاي خورده بورژوآ و مريخي «درباره الي...» عجيب و غريب نيستند.
اين را من نمي گويم، پروانه معصومي همان آتيه سينماي ايران، همان هنرپيشه نجيب رگبار، همان دختر بستني فروش اصيل و قديمي چهارراه ولي عصر مي گويد. او كه زندگي با همين مردم معمولي را انتخاب كرده و الآن سال هاست بين اين مردم زندگي مي كند.
مردمان بي ادعا از نقي و هما گرفته ارسطو و پنچعلي حتي كارمندان پزشك قانوني، شهرداري، نيروي انتظامي فروشندهها و آن درباني كه نمازصبحش را چه خالص مي خواند. اينها به امام رضا معتقدند، اينها عاشق همند، عاشق خدايند، باگذشتند، حتي دروغهايشان پاكتر از راستهاي روشن فكرنماهاست.
اينها نماز مي خوانند، مال حرام نمي خورند، اينها نه لمپن هاي جرم يا اخراجيها و نه ساديستيكهاي نادر و سيميناند.
http://alef.ir/1388/content/view/99396
|